- نام مسعود
- محل زندگی مشهد
- بیوگرافی بنده عاشق شعر هستم البته نه هر شعری ! شعری که حاصل شعور باشه نه گردش قلم ! دانشجوی ترم یک مهندسی مکانیک در طراحی جامدات دانشگاه صنعتی شاهرود ....
آمار
- 256دنبال شدگان
- 93دنبال کنندگان
- 27پستهای برگزیده
- 778پستها
آبشاريم ! همه ي شهر انگار اينجا زير پاته ، كلي چراغ كه از دور سوسو ميزنن و صداي آب و مهمتر از همه ، پسرايي كه ميزنن و ميرقصن ، امير كه با آب چشمه وضو ميگيره تا نماز بخونه ، اينم وصف اين لحظه از زندگي !
علي باز كيفشو دانشگاه جا گذاشته ! كتاب منم توش بود ، اي خدا!
ميريم با امير اينا تو شهر قدمي بزنيم !
چقدر خنديديم ، تو كلاس زبان علي شروع كرد پسيج رو خوندن ، اينقدر تلفظش زرنيخ بود كه استاده كه اصلا به تلفظ گير نميده گفت اشكتو در ميارم D:
سيبيل ؟ يا بي سيبيل ؟ اينم شده معضل D:
اين قادري جان ما رو خفه كرد ديگه ، هي ميگيم هفته ديگه نيستيم ! باز هي كلاس ميذاره ... نو پرابلم ، ما هم نميايم ،
جزوه ي عرب يك ، هماهنگ كردن با بچه ها برا چاردهم دو ، جمع كردن وسايل سه ، حمام چار ، شستن جورابا پنج ، جزوه ي مريم شيش ؛
ديشب تا ساعت يك داشتم آواتار ميديدم الآن خوابم مياد ، كلاس هم دارم !
جزوه ي مريم هم مونده كه :)
يك مسأله ! چهل و پنج دقيقه اي طول كشيد ، گشتاور !
تو فكر اينم كه نقشه ي چاردهم رو هم پيچش بدم ، حالا با بچه ها صحبت كنم ببينم اونا چي ميگن !
احساس ميكنم رياضي دو يه كم زيادي شاخ شده ، بايد شاخشو بشكونم :(
ميگه با قادري داري ؟ قبرت گچيه ، ميگم چه عجله ايه ، فوقش استاتيك رو دو سه بار ميفتم ، ميگه اگه اينو دو سه بار بيفتي كه ارتعاشات رو يه پنج شيش باري بايد برداري !
عرب را تركاندم ميرم كه آماده شم برا كشتي گرفتن با استاتيك !
دكتر قادري را راه فراري نيست ، غيبت ميكنيم.....
واسه پنج شنبه بليط گرفتم واسه مشهد :( ولي وقتي چشمم به بليط چهاردهم ميفته ديپرسد ميشم :)
ميرم !
امروزم نميخوام برم كلاس مريم ، باز اد همين امروز حضور غياب ميكنه !
از ديروز دارم با برنامه جلو ميرم ، خيلي جواب داده ها! احساس ميكنم به همه كارام ميرسم.
احتمالا پنج شنبه بزنم برم مشهد اگه بليط قطار گيرم بياد ......



























.jpg)



















.jpg)

.jpg)